Menu

Blog

یادداشت سهند ایرانمهر درباره کتاب «کفش باز»

کتاب کفش باز

سهند ایرانمهر در رابطه با کتاب «کفش باز» مینویسد:

چون بنای من در معرفی کتاب، تبلیغ تجاری نیست و واقعا می خواهم چیزی را که خودم خوانده ام و خوشم آمده را به شما هم معرفی کنم، در معرفی این کتاب نمی خواهم به دام روش های معمول مثل عبارت های ستایش آمیز برنده جایزه نوبل اقتصاد که در پشت جلد آمده است، تن بدهم بنابراین ترجیح می دهم بگویم، کتاب “کفش باز” اگرچه در ظاهر خاطرات موسس شرکت عظیم ” نایکی” است و می تواند حاوی اطلاعات فنی یا اقتصادی از سیر برآمدن یک برند معروف باشد اما به نظر من داستان زندگی تک تک ما و آرزوهای بزرگی است که خیلی از ما در ذهن داشته ایم و در راه رسیدن به آن یا بزدلانه عمل کرده ایم یا ضعیف و یا شاید هم شجاعانه به آن رسیده ایم:
“بزدل ها هرگز شروع نکردند. ضعیف ها در میان راه کم اوردند و ما باقی ملاندیم”.(نقل از متن کتاب)
این کتاب را نه فقط برای آنها که سودای کارآفرینی و عمل به ایده های بزرگ خود را دارند بلکه به امثال خودم که آرزوهایی در سر داریم اما به هر دلیلی مشکلات و دشوار یها باعث شده است که از آن دست برداریم، توصیه میکنم.
به جز مضمون داستان البته سبک روایت نویسنده هم برایم جالب بود. نوعی طنز پنهان که گاهی در عین بی معنایی معنایی قابل درک برای تک تک ما دارد.

کتاب کفش باز

کتاب کفش باز – خاطرات بنیانگذار نایکی – نوشته فیل نایت – ترجمه مریم علیزاده- نشر بهار سبز

توصیف خودمانی و قابل فهم از بی تجربگی:
“هیچ چیز را تجربه نکرده بودم، حتا یک نخ سیگار هم نکشیده بودم و هیچ ماده مخدری را امتحان نکرده بودم. هیچ قاعده و قانونی را زیرپا نگذاشته بودم چه برسد به قانون شکنی. دهه 60 در حال پیشروی بود- همان سال های سرکشی و شورش- و من تنها آمریکایی بودم که هنوز شورش نکرده بودم!”

توصیف طنزآمیز و جالب از عدم توفیق در گام های اولیه:
“اسم شرکت را جوری انتخاب کردم که بتوانم سرمایه گذاران را جذب کنم: شرکت اسپرتزتک!
خبری نشد.
یک ماه گذشت.
سکوتی کر کننده حاکم بود.
هیچ کس جز یک نفر تماس نگرفت و آن یک نفر هم در واقع کسی نبود!”

@sahandiranmehr

امتیاز شما به این مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *